1
00:00:01,230 --> 00:00:03,690
‫پادشاه من، وقتشه تصمیم بگیری!

2
00:00:03,690 --> 00:00:05,650
‫الان وقتشه قدرتت رو مثل یه قهرمان نشون بدی

3
00:00:05,900 --> 00:00:08,860
‫و اون بال‌دارای مغرور رو سر جاشون بنشونی!

4
00:00:08,860 --> 00:00:10,380
‫باید تبعیدشون کنیم!

5
00:00:10,380 --> 00:00:13,390
‫آره، درست می‌گه، درست می‌گه!

6
00:00:10,940 --> 00:00:13,390
‫این کشور مالِ ماست!

7
00:00:13,390 --> 00:00:19,070
‫من «گیالرهورن» رو برای بال‌دارای دورگه‌ای
‫که هیچ جا پناه نداشتن، تأسیس کردم.

8
00:00:20,360 --> 00:00:24,480
‫ولی حالا «دوازده ستاره آسمانی» خونه‌ی بال‌دارای سفید رو
‫ازشون گرفتن، سرزمینشون «واناهیم» رو.

9
00:00:24,480 --> 00:00:26,680
‫و اونا هم خونه و کاشانه‌شون رو از دست دادن.

10
00:00:27,000 --> 00:00:31,540
‫به خاطر همین، با بی‌میلی
‫اونا رو تو این کشور پذیرفتم،

11
00:00:31,540 --> 00:00:35,120
‫ولی آخرش شروع کردن
‫به زور گفتن و امتیاز خواستن

12
00:00:35,120 --> 00:00:37,930
‫و دوباره به بال‌دارای دورگه ظلم کردن.

13
00:00:37,930 --> 00:00:39,110
‫پادشاه «مراک»!

14
00:00:39,110 --> 00:00:40,390
‫لطفاً یه تصمیم بگیرین!

15
00:00:40,390 --> 00:00:42,870
‫اونا هستن که دارن پررو می‌شن،

16
00:00:42,870 --> 00:00:44,890
‫و بال‌دارای دورگه قربانی‌ان.

17
00:00:44,890 --> 00:00:45,400
‫هرچند...

18
00:00:45,900 --> 00:00:48,890
‫خودم بال سفید دارم.

19
00:00:48,890 --> 00:00:51,740
‫می‌خوام نظر اونا رو هم در نظر بگیرم.

20
00:00:52,080 --> 00:00:56,080
‫برای همین نتونستم طرف مشخصی رو بگیرم،
‫و وضع فعلی از همین‌جا شروع شد.

21
00:00:56,880 --> 00:00:57,740
‫من...

22
00:00:58,820 --> 00:01:01,180
‫شایسته‌ی پادشاهی نیستم.

23
00:01:03,020 --> 00:01:05,540
‫من از اول قرار بود
‫پادشاه بال‌دارای آسمانی بشم،

24
00:01:05,540 --> 00:01:10,200
‫و راهی رو رفتم که پدر و مادرم برام تعیین کرده بودن.

25
00:01:11,100 --> 00:01:12,600
‫اما اون...

26
00:01:12,970 --> 00:01:15,930
‫«لوفاس مافاهل» فرق داشت.

27
00:01:16,170 --> 00:01:18,560
‫اون بالایی رو داشت که همه ازش متنفر بودن،

28
00:01:18,560 --> 00:01:20,580
‫ولی با وجود همه‌ی اون ظلم‌ها،

29
00:01:20,580 --> 00:01:23,600
‫ازش انگیزه ساخت تا قوی‌تر بشه.

30
00:01:23,980 --> 00:01:29,100
‫دیدن زندگی اون، واقعاً خیره‌کننده بود.

31
00:01:29,750 --> 00:01:31,500
‫در مقایسه با اون...

32
00:01:32,460 --> 00:01:33,480
‫من...

33
00:01:34,320 --> 00:01:35,540
‫بی‌عرضه‌ام!

34
00:01:36,520 --> 00:01:39,080
‫بهترین راه برای حل مشکل این شهر

35
00:01:39,080 --> 00:01:41,930
‫اینه که «مراک» خودش وارد عمل بشه، ولی...

36
00:01:41,930 --> 00:01:44,830
‫خب، چطوری باید باهاش تماس بگیرم؟

37
00:01:45,350 --> 00:01:48,220
‫یه کاری بکن، پادشاه آسمون.

38
00:03:19,400 --> 00:03:19,430
‫قسمت ۸

39
00:03:19,400 --> 00:03:19,430
‫اِ! پنج درصد؟! جدی می‌گی؟!

40
00:03:19,400 --> 00:03:19,430
‫قسمت ۸

41
00:03:19,400 --> 00:03:19,430
‫اِ! پنج درصد؟! جدی می‌گی؟!

42
00:03:19,430 --> 00:03:19,470
‫قسمت ۸

43
00:03:19,430 --> 00:03:19,470
‫اِ! پنج درصد؟! جدی می‌گی؟!

44
00:03:19,470 --> 00:03:19,510
‫قسمت ۸

45
00:03:19,470 --> 00:03:19,510
‫اِ! پنج درصد؟! جدی می‌گی؟!

46
00:03:19,510 --> 00:03:21,250
‫قسمت ۸

47
00:03:19,510 --> 00:03:21,250
‫{\an1}اِ! پنج درصد؟! جدی می‌گی؟!

48
00:03:20,710 --> 00:03:24,390
‫انتخاب مهارت، باز کردن محدودیت دست راست،

49
00:03:21,250 --> 00:03:21,290
‫اِ! پنج درصد؟! جدی می‌گی؟!

50
00:03:21,250 --> 00:03:21,290
‫اِ! پنج درصد؟! جدی می‌گی؟!
‫

51
00:03:21,250 --> 00:03:21,290
‫قسمت ۸

52
00:03:21,250 --> 00:03:21,290
‫قسمت ۸

53
00:03:21,290 --> 00:03:21,330
‫اِ! پنج درصد؟! جدی می‌گی؟!

54
00:03:21,290 --> 00:03:21,330
‫اِ! پنج درصد؟! جدی می‌گی؟!

55
00:03:21,290 --> 00:03:21,330
‫قسمت ۸

56
00:03:21,290 --> 00:03:21,330
‫قسمت ۸

57
00:03:21,330 --> 00:03:21,410
‫اِ! پنج درصد؟! جدی می‌گی؟!

58
00:03:21,330 --> 00:03:21,410
‫اِ! پنج درصد؟! جدی می‌گی؟!

59
00:03:21,330 --> 00:03:21,410
‫قسمت ۸

60
00:03:21,330 --> 00:03:21,410
‫قسمت ۸

61
00:03:21,410 --> 00:03:21,460
‫اِ! پنج درصد؟! جدی می‌گی؟!

62
00:03:21,410 --> 00:03:21,460
‫اِ! پنج درصد؟! جدی می‌گی؟!

63
00:03:21,410 --> 00:03:21,460
‫قسمت ۸

64
00:03:21,410 --> 00:03:21,460
‫قسمت ۸

65
00:03:21,460 --> 00:03:21,500
‫اِ! پنج درصد؟! جدی می‌گی؟!

66
00:03:21,460 --> 00:03:21,500
‫اِ! پنج درصد؟! جدی می‌گی؟!

67
00:03:21,460 --> 00:03:21,500
‫قسمت ۸

68
00:03:21,460 --> 00:03:21,500
‫قسمت ۸

69
00:03:21,500 --> 00:03:22,250
‫اِ! پنج درصد؟! جدی می‌گی؟!

70
00:03:21,500 --> 00:03:22,250
‫قسمت ۸

71
00:03:22,250 --> 00:03:22,290
‫اِ! پنج درصد؟! جدی می‌گی؟!

72
00:03:22,250 --> 00:03:22,290
‫اِ! پنج درصد؟! جدی می‌گی؟!

73
00:03:22,250 --> 00:03:22,290
‫قسمت ۸

74
00:03:22,250 --> 00:03:22,290
‫قسمت ۸

75
00:03:22,290 --> 00:03:22,330
‫اِ! پنج درصد؟! جدی می‌گی؟!

76
00:03:22,290 --> 00:03:22,330
‫اِ! پنج درصد؟! جدی می‌گی؟!

77
00:03:22,290 --> 00:03:22,330
‫قسمت ۸

78
00:03:22,290 --> 00:03:22,330
‫قسمت ۸

79
00:03:22,330 --> 00:03:22,410
‫اِ! پنج درصد؟! جدی می‌گی؟!

80
00:03:22,330 --> 00:03:22,410
‫اِ! پنج درصد؟! جدی می‌گی؟!

81
00:03:22,330 --> 00:03:22,410
‫قسمت ۸

82
00:03:22,330 --> 00:03:22,410
‫قسمت ۸

83
00:03:22,410 --> 00:03:22,460
‫اِ! پنج درصد؟! جدی می‌گی؟!

84
00:03:22,410 --> 00:03:22,460
‫اِ! پنج درصد؟! جدی می‌گی؟!

85
00:03:22,410 --> 00:03:22,460
‫قسمت ۸

86
00:03:22,410 --> 00:03:22,460
‫قسمت ۸

87
00:03:22,460 --> 00:03:22,500
‫اِ! پنج درصد؟! جدی می‌گی؟!

88
00:03:22,460 --> 00:03:22,500
‫اِ! پنج درصد؟! جدی می‌گی؟!

89
00:03:22,460 --> 00:03:22,500
‫قسمت ۸

90
00:03:22,460 --> 00:03:22,500
‫قسمت ۸

91
00:03:22,500 --> 00:03:23,780
‫اِ! پنج درصد؟! جدی می‌گی؟!

92
00:03:22,500 --> 00:03:23,780
‫قسمت ۸

93
00:03:24,920 --> 00:03:26,350
‫«زوبن اَل گنوبی!»

94
00:03:27,090 --> 00:03:28,310
‫شلیک کن!

95
00:03:38,010 --> 00:03:39,110
‫گیرت انداختم!

96
00:03:41,780 --> 00:03:42,730
‫فهمیدم.

97
00:03:43,990 --> 00:03:46,030
‫تو می‌تونی آزادانه باد رو کنترل کنی

98
00:03:46,030 --> 00:03:47,880
‫و فلز رو مثله کنی.

99
00:03:47,880 --> 00:03:50,250
‫تو از عنصر چوبی، درسته؟

100
00:03:51,200 --> 00:03:52,960
‫آفرین، خوب حدس زدی!
‫

101
00:03:53,630 --> 00:04:00,930
‫من «ژوپیتر» هستم، یکی از هفت درخشانِ قوم شیطان، استاد در کنترل عنصر چوب!

102
00:04:00,930 --> 00:04:02,610
‫حالا خودت رو معرفی کن، عروسک!

103
00:04:02,610 --> 00:04:05,140
‫تو هم معمولی نیستی، معلومه یه حریف جدی‌ای!

104
00:04:06,290 --> 00:04:08,730
‫از آشنایی باهات خوشحالم، آقای ژوپیتر.

105
00:04:08,730 --> 00:04:13,160
‫من یکی از دوازده ستاره‌ی فاتح آسمانی‌ام، «لیبرا» ترازوها.

106
00:04:13,160 --> 00:04:14,900
‫از آشنایی باهات خوشحال‌م.

107
00:04:14,900 --> 00:04:16,120
‫هوم؟

108
00:04:16,120 --> 00:04:20,730
‫همون «ترازو»، که می‌گن قدرت نابودکننده‌اش از همه بیشتره؟

109
00:04:21,040 --> 00:04:23,870
‫شنیده بودم تو توی «مقبره‌ی پادشاه» نابود شدی،

110
00:04:23,870 --> 00:04:26,580
‫ولی می‌دونستم اون فقط یه دروغ بود!

111
00:04:27,240 --> 00:04:31,040
‫انتخاب مهارت، باز کردن محدودیت دست چپ،

112
00:04:31,310 --> 00:04:32,670
‫«زوبن اس چمالی.»

113
00:04:36,680 --> 00:04:37,760
‫دارم میام.

114
00:04:40,190 --> 00:04:41,590
‫«آریس.»

115
00:04:42,160 --> 00:04:43,980
‫با من همکاری کن،

116
00:04:43,980 --> 00:04:49,970
‫تا اون هفت قهرمان نفرت‌انگیز رو به دوزخی که ازش اومدم بفرستیم!

117
00:04:53,440 --> 00:04:54,730
‫«ایگوکروس.»

118
00:04:56,030 --> 00:04:58,250
‫دعوتت رو قبول نمی‌کنم.

119
00:04:59,240 --> 00:05:00,610
‫تنها ارباب من...

120
00:05:00,770 --> 00:05:02,400
‫بانوی «لوفاس»ه!

121
00:05:03,180 --> 00:05:05,990
‫برای منم همینطوره.

122
00:05:05,990 --> 00:05:09,350
‫ازت نمی‌خوام وفاداری کامل قسم بخوری.

123
00:05:09,350 --> 00:05:12,050
‫فقط در حد استفاده ازشون فکرش رو بکن.

124
00:05:12,050 --> 00:05:13,670
‫«ایگوکروس»، گوش کن!

125
00:05:13,920 --> 00:05:16,110
‫اربابمون برگشته!

126
00:05:16,560 --> 00:05:18,800
‫اون در واقع نمرده بود!

127
00:05:20,150 --> 00:05:22,680
‫پس اون کسی که «مارس» رو از پا درآورد واقعاً—

128
00:05:22,680 --> 00:05:24,930
‫آره، خودش بود! بانوی «لوفاس»!

129
00:05:25,500 --> 00:05:27,140
‫وقتشه دوباره به بانوی لوفاس برگردیم

130
00:05:27,400 --> 00:05:30,050
‫و دوازده ستاره‌ی آسمانی رو دوباره متحد کنیم!

131
00:05:30,050 --> 00:05:32,100
‫رابطه‌ت رو با قوم شیطان قطع کن،

132
00:05:32,100 --> 00:05:34,040
‫و باهام بیا،

133
00:05:34,040 --> 00:05:34,940
‫ایگوکروس!

134
00:05:42,650 --> 00:05:44,140
‫الان نمی‌تونم این کار رو بکنم!

135
00:05:44,140 --> 00:05:45,170
‫چرا نه؟!

136
00:05:45,170 --> 00:05:47,590
‫برگشتن به کنار اربابم...

137
00:05:47,590 --> 00:05:49,200
‫حتماً عالیه.

138
00:05:49,550 --> 00:05:51,490
‫اما تا دشمن هاشو شکست ندم،

139
00:05:51,490 --> 00:05:54,920
‫تاریخ فقط دوباره تکرار می‌شه.

140
00:05:54,920 --> 00:05:57,440
‫فقط بعد از اینکه همه‌ی اون قهرمان‌های منفور رو

141
00:05:57,440 --> 00:06:02,110
‫به دوزخ فرستادم،
‫می‌تونم پیش اربابمون برگردم.

142
00:06:02,110 --> 00:06:04,690
‫فقط اون موقع غبار دل من کنار می‌ره!

143
00:06:04,690 --> 00:06:06,930
‫سرِ «مراک» رو می‌گیرم

144
00:06:07,230 --> 00:06:10,430
‫و این کشور رو به هرج‌ومرج جهنمی می‌کشم!

145
00:06:10,750 --> 00:06:13,270
‫بعدش قوم شیطان رو می‌بلعم

146
00:06:13,270 --> 00:06:15,860
‫و به عنوان قربانی به اربابمون تقدیمشون می‌کنم!

147
00:06:15,860 --> 00:06:17,050
‫ایگوکروس، صبر کن!

148
00:06:17,050 --> 00:06:18,820
‫خداحافظ، آریس!

149
00:06:19,130 --> 00:06:23,260
‫نمایش رو کنار بانوی بزرگمون تماشا کن!

150
00:06:23,260 --> 00:06:26,280
‫ببین چطور این کشور رو با خون غرق می‌کنم!
‫

151
00:06:26,280 --> 00:06:27,660
‫ایگوکروس!

152
00:06:33,900 --> 00:06:35,000
‫درسته،

153
00:06:35,000 --> 00:06:39,210
‫کشتن اون هفت قهرمان بزرگ،
‫آرزو و خواسته‌ی اصلی دوازده ستاره‌ی آسمانیه.

154
00:06:39,440 --> 00:06:42,480
‫دلیلی ندارم جلوی اون رو بگیرم.

155
00:06:43,260 --> 00:06:46,360
‫مسئله اینه که آیا باید به بانوی لوفاس خبر بدم یا نه.

156
00:06:47,440 --> 00:06:52,890
‫با اینکه این منطقه‌ی سفید پره از آدم‌پست‌هایی
‫که بانوی لوفاس رو مورد ظلم قرار دادن...

157
00:06:54,870 --> 00:06:56,450
‫فعلاً فقط نگاه می‌کنم ببینم چی می‌شه.

158
00:06:56,450 --> 00:06:59,440
‫اگه همون کسایی باشن

159
00:06:59,440 --> 00:07:02,380
‫که با اون رفتار نژادپرستانه تحقیرش کردن،

160
00:07:03,650 --> 00:07:04,920
‫اون وقت من...!

161
00:07:06,880 --> 00:07:08,530
‫اه، خیلی دیر کرده!

162
00:07:08,920 --> 00:07:12,910
‫واقعاً که، چه‌جوری یه خانوم رو این‌همه منتظر می‌ذاره؟!

163
00:07:12,910 --> 00:07:14,000
‫اینم از مشکلش با...

164
00:07:15,520 --> 00:07:16,540
‫اون کیه؟

165
00:07:16,540 --> 00:07:18,460
‫خیلی مشکوک به نظر می‌رسن.

166
00:07:18,990 --> 00:07:22,410
‫شاید ازشون اطلاعات غیرمنتظره‌ای دربیاد.

167
00:07:28,950 --> 00:07:30,350
‫می‌دونی خیلی دیر کردی، نه؟

168
00:07:30,350 --> 00:07:31,340
‫ببخشید.

169
00:07:32,810 --> 00:07:35,140
‫خب؟ پادشاه چی گفت؟

170
00:07:35,770 --> 00:07:36,950
‫هیچ فایده‌ای نداره.

171
00:07:36,950 --> 00:07:39,730
‫نمی‌تونیم روی اون پادشاه دوپهلو حساب کنیم!

172
00:07:39,990 --> 00:07:43,650
‫حتی حاضر نشد به حرف‌هامون گوش بده!

173
00:07:44,190 --> 00:07:45,420
‫چرا مگه؟!

174
00:07:45,420 --> 00:07:49,820
‫پس مجبوریم خودمون اون بال‌دارای کثیف رو خرد کنیم!

175
00:07:49,820 --> 00:07:50,560
‫آره.

176
00:07:50,560 --> 00:07:51,340
‫البته،

177
00:07:51,340 --> 00:07:53,590
‫یعنی باید دستامون رو به خون آلوده کنیم...

178
00:07:53,590 --> 00:07:56,830
‫ولی یکی باید این کار رو بکنه.

179
00:07:57,140 --> 00:07:59,520
‫با ایده‌آل و حرف قشنگ نمی‌شه از حق دفاع کرد!

180
00:07:59,520 --> 00:08:00,540
‫درسته!

181
00:08:00,540 --> 00:08:01,720
‫«حق» یعنی چی؟

182
00:08:02,670 --> 00:08:05,600
‫به‌علاوه، فهمیدم دارن خودشون رو برای جنگ آماده می‌کنن.

183
00:08:06,340 --> 00:08:07,240
‫جدی می‌گی؟!

184
00:08:07,240 --> 00:08:09,130
‫این اطلاعات از طرف آقای ژوپیتره.

185
00:08:09,560 --> 00:08:10,640
‫پس واقعی‌ه.

186
00:08:11,130 --> 00:08:14,140
‫من و اون با چند نفر از همکارامون همکاری کردیم

187
00:08:14,440 --> 00:08:16,320
‫و یه ارتش داوطلب تشکیل دادیم!

188
00:08:16,320 --> 00:08:17,890
‫خیالم راحت شد!

189
00:08:17,890 --> 00:08:20,530
‫خب، حالا آقای ژوپیتر کجاست؟!

190
00:08:20,530 --> 00:08:21,570
‫اممم...

191
00:08:22,110 --> 00:08:24,620
‫وقتی قرار بود همدیگه رو ببینیم، اصلاً پیداش نشد.

192
00:08:24,620 --> 00:08:25,400
‫ها؟

193
00:08:25,810 --> 00:08:27,440
‫آدمای بدون بال...

194
00:08:29,400 --> 00:08:30,390
‫هوم...

195
00:08:30,390 --> 00:08:32,920
‫پس این کشور عملاً لبه‌ی جنگ داخلیه،

196
00:08:32,920 --> 00:08:35,370
‫و فتیله‌ی نابودیش از قبل روشن شده.

197
00:08:35,740 --> 00:08:40,990
‫و نام کسی که داره روی اون آتیش نفت می‌ریزه و داره شعله‌ها رو تندتر می‌کنه، «ژوپیتر»ه.

198
00:08:40,990 --> 00:08:45,090
‫ولی چرا اون سر قرارشون حاضر نشده؟

199
00:08:45,630 --> 00:08:47,660
‫حتماً دلیلی داشته که نمی‌تونسته بیاد.

200
00:08:48,970 --> 00:08:49,800
‫با این حال...
‫

201
00:08:50,120 --> 00:08:53,690
‫به لطف همین، حالا یه‌سری اطلاعات مهم دارم که باید با بانوی لوفاس در میون بذارم.

202
00:08:54,220 --> 00:08:58,040
‫به‌زودی این کشور غرق آشوب و شورش می‌شه.

203
00:09:06,610 --> 00:09:09,000
‫بدن‌شو مثل فولاد سفت کرده،

204
00:09:09,000 --> 00:09:12,440
‫وزنش هم به حدی سنگینه که باد نمی‌تونه تکونش بده،
‫پس اون از عنصر فلزه!

205
00:09:12,560 --> 00:09:15,410
‫و این بدترین جور تا ممکنه در برابر عنصر چوبِ من!

206
00:09:15,910 --> 00:09:19,390
‫دشمن توی مهارت‌های حرکتی و جاخالی دادن تخصص داره.

207
00:09:19,390 --> 00:09:21,620
‫دقت من در پیش‌بینی حرکاتش داره...

208
00:09:21,950 --> 00:09:24,080
‫حاشیه خطا رو کمتر و کمتر می‌کنه.

209
00:09:25,250 --> 00:09:27,750
‫داره الگوی حرکات لعنتی منو یاد می‌گیره!

210
00:09:27,750 --> 00:09:29,240
‫با اینکه بدم میاد از این کار،

211
00:09:29,240 --> 00:09:30,720
‫ولی مجبورم عقب‌نشینی کنم!

212
00:09:33,470 --> 00:09:34,220
‫بی‌فایده‌ست.

213
00:09:36,070 --> 00:09:37,680
‫متأسفانه برای تو،

214
00:09:37,680 --> 00:09:41,460
‫من این شهر رو خیلی بهتر از تو می‌شناسم!

215
00:09:46,770 --> 00:09:49,740
‫تعقیب بیشتر الان غیرضروریه.

216
00:09:49,740 --> 00:09:53,950
‫تحلیل ظاهر و روش مبارزه‌ی دشمن کامل شد.

217
00:09:54,300 --> 00:09:55,860
‫دفعه‌ی بعد که باهاش روبه‌رو بشم،

218
00:09:56,530 --> 00:09:58,520
‫اون آخرین دیدارمون خواهد بود!

219
00:10:00,440 --> 00:10:02,580
‫خب، اینم از گزارش من!

220
00:10:02,580 --> 00:10:06,690
‫منطقه‌ی سفید داره خودش رو برای جنگ داخلی آماده می‌کنه!

221
00:10:06,690 --> 00:10:08,620
‫می‌شه گفت اون «ژوپیتر»

222
00:10:08,620 --> 00:10:12,040
‫داره مردم بال‌سفید رو تحریک می‌کنه به شورش.

223
00:10:12,370 --> 00:10:13,260
‫همین‌طوره؟

224
00:10:13,260 --> 00:10:14,470
‫یه گزارش دارم.

225
00:10:14,470 --> 00:10:19,310
‫توی منطقه‌ی سفید با ژوپیتر،
‫یکی از هفت درخشان قوم شیطان، روبه‌رو شدم و جنگیدم.

226
00:10:19,310 --> 00:10:20,720
‫اونجا، درست وسط اون منطقه.

227
00:10:21,450 --> 00:10:24,690
‫قوم شیطان توی این کشور چی کار می‌کنن،
‫وقتی خودش داره به نابودی نزدیک می‌شه؟

228
00:10:25,090 --> 00:10:28,720
‫درخواست دارم تفنگ‌ها آماده بشن
‫و گلوله‌های ردگیر با کیمیا ساخته بشن

229
00:10:28,720 --> 00:10:30,860
‫تا دفعه‌ی بعد بتونیم کامل نابودش کنیم.

230
00:10:30,860 --> 00:10:32,470
‫هیچی ازشون ندارین؟

231
00:10:32,470 --> 00:10:35,360
‫یادم نمیاد که گلوله‌های ردگیر چیز نادری باشن.

232
00:10:35,360 --> 00:10:39,580
‫من توی دفاع از مقبره، تموم ذخیره‌مو استفاده کردم.

233
00:10:40,550 --> 00:10:41,710
‫باشه، متوجه شدم.

234
00:10:41,710 --> 00:10:43,630
‫بعداً چندتاشو با کیمیا دوباره می‌سازیم.

235
00:10:43,990 --> 00:10:45,330
‫قدردانم.

236
00:10:46,030 --> 00:10:47,140
‫آریس!

237
00:10:47,140 --> 00:10:49,040
‫از سمت تو اتفاقی افتاد؟

238
00:10:50,870 --> 00:10:51,760
‫آریس؟

239
00:10:52,250 --> 00:10:52,890
‫اه!

240
00:10:52,890 --> 00:10:55,050
‫نه نه، هیچ اتفاق خاصی نیفتاد از طرف من!

241
00:10:55,840 --> 00:10:56,700
‫خب، فهمیدم.

242
00:10:58,390 --> 00:10:59,970
‫در مورد وضعیت منطقه‌ی سیاه...

243
00:10:59,970 --> 00:11:02,930
‫اونجا پر از نفرتِ بی‌پایان نسبت به بال‌سفیدهاست.

244
00:11:03,400 --> 00:11:06,100
‫مطمئنیم که این شهر فقط چند لحظه تا جنگ داخلی فاصله داره.

245
00:11:06,420 --> 00:11:07,630
‫علاوه بر اون،

246
00:11:07,630 --> 00:11:10,860
‫توی معبد یه مجسمه‌ی برنزی از ما ساختن تا ما رو پرستش کنن.

247
00:11:10,860 --> 00:11:11,600
‫واو!

248
00:11:11,600 --> 00:11:13,390
‫چه منطقه‌ی خوبی پس!

249
00:11:13,390 --> 00:11:17,740
‫پیشنهاد می‌کنم در صورت وقوع جنگ داخلی،
‫تمام حمایت‌مون رو بذاریم پشت منطقه‌ی سیاه.

250
00:11:17,740 --> 00:11:19,720
‫منم فکر می‌کنم پیشنهاد خیلی خوبیه.
‫

251
00:11:19,720 --> 00:11:20,870
‫واقعاً جدی می‌گین، مردم؟!

252
00:11:20,870 --> 00:11:23,270
‫خب، شوخی رو بذاریم کنار!

253
00:11:23,270 --> 00:11:25,330
‫می‌تونیم فعلاً کاری به کارشون نداشته باشیم، درسته؟

254
00:11:25,330 --> 00:11:28,710
‫مشکلات این کشور وظیفه‌ی «مراک»ه که حلش کنه،

255
00:11:28,710 --> 00:11:31,300
‫ربطی به بانوی لوفاس نداره که بخواد نگرانش باشه.

256
00:11:31,300 --> 00:11:32,300
‫بانوی «دینا».

257
00:11:32,300 --> 00:11:33,560
‫اگه این کشور سقوط کنه،

258
00:11:33,560 --> 00:11:36,470
‫اون توازن سه قهرمانی که حفظش کرده هم از بین می‌ره،

259
00:11:36,470 --> 00:11:38,820
‫و قوم شیطان حمله می‌کنه.

260
00:11:38,820 --> 00:11:39,990
‫حداقلش اینه که،

261
00:11:39,990 --> 00:11:45,020
‫باید مدتی در برابر قوم شیطان مقاومت کنن
‫تا ما بتونیم نیروهامون رو دوباره جمع کنیم.

262
00:11:45,020 --> 00:11:47,810
‫آه، اینم یه نظر درست‌وحسابی از «لیبرا»!

263
00:11:47,810 --> 00:11:49,060
‫بنابراین،

264
00:11:49,060 --> 00:11:51,660
‫به نظرم باید با منطقه‌ی سیاه متحد بشیم

265
00:11:51,660 --> 00:11:54,010
‫و جناح بال‌سفیدها رو از بین ببریم

266
00:11:54,010 --> 00:11:56,090
‫تا اراده‌ی مردم این کشور یکی بشه.

267
00:11:56,090 --> 00:11:58,170
‫اگه موفق بشیم، بانوی لوفاس

268
00:11:58,170 --> 00:12:00,530
‫می‌تونه از «جالارهورن» به عنوان مهره‌ی خودش استفاده کنه.

269
00:12:00,780 --> 00:12:03,460
‫واقعاً حساب‌گره، نه؟

270
00:12:04,290 --> 00:12:07,190
‫اما ما هیچ طرفی رو نمی‌گیریم.

271
00:12:07,190 --> 00:12:09,540
‫فعلاً فقط یه کار باید انجام بدیم:

272
00:12:09,960 --> 00:12:13,810
‫باید اون شیطانی به اسم «ژوپیتر»،
‫و اون مرد مرموز به اسم «ژوپیتر» رو گیر بندازیم.

273
00:12:14,650 --> 00:12:18,220
‫صبر کن، یعنی اون دوتا یه نفرن؟!

274
00:12:19,300 --> 00:12:21,470
‫خب، همه همین فکر رو می‌کنن، آره.

275
00:12:22,140 --> 00:12:24,710
‫اگه لیبرا جلوش رو نگرفته بود،

276
00:12:24,710 --> 00:12:27,730
‫ژوپیتر احتمالاً مستقیم می‌رفت سمت برج ساعت
‫و با «دینا» روبه‌رو می‌شد.

277
00:12:27,730 --> 00:12:29,440
‫با توجه به مسیر حرکتش، کاملاً ممکن بود.

278
00:12:29,440 --> 00:12:34,150
‫دینا هم یه فرد مشکوک با شنل سفید رو دنبال کرده
‫که از کنار برج ساعت رد شده بود.

279
00:12:34,150 --> 00:12:36,450
‫اونجا یکی از مخفیگاه‌های بال‌سفیدها رو پیدا کرد

280
00:12:36,450 --> 00:12:38,570
‫و اطلاعاتی درباره‌ی ژوپیتر به‌دست آورد.

281
00:12:38,830 --> 00:12:42,810
‫یعنی ژوپیتر از اول قصد داشته به اون مخفیگاه بره.

282
00:12:42,810 --> 00:12:44,790
‫منم همین نتیجه رو گرفتم.

283
00:12:44,790 --> 00:12:46,350
‫وقتی اولین بار پیداش کردم،

284
00:12:46,350 --> 00:12:49,050
‫ژوپیتر خودش رو به شکل یه انسان درآورده بود.

285
00:12:49,050 --> 00:12:49,940
‫متوجه شدم.

286
00:12:49,940 --> 00:12:53,180
‫پس وقتی ژوپیتر رو دستگیر کنیم، اوضاع اینجا آروم‌تر می‌شه.

287
00:12:53,180 --> 00:12:55,380
‫اجازه ندارم بکشمش، درسته؟

288
00:12:55,380 --> 00:12:57,810
‫سعی کن زنده دستگیرش کنی.

289
00:12:58,190 --> 00:13:01,010
‫می‌خوایم اون رو جلوی مردم بیاریم
‫و مجبورش کنیم شهادت بده.

290
00:13:01,310 --> 00:13:02,600
‫باشه، فهمیدم.

291
00:13:02,600 --> 00:13:03,510
‫به‌طور خلاصه،

292
00:13:03,510 --> 00:13:06,120
‫می‌خواین یه آدم‌شرور واضح درست کنین

293
00:13:06,120 --> 00:13:08,230
‫و تمام تقصیرها رو بندازین گردنش!

294
00:13:08,230 --> 00:13:09,430
‫درسته، همین‌طور.

295
00:13:09,430 --> 00:13:10,260
‫دقیقاً همین.

296
00:13:10,730 --> 00:13:11,940
‫اما با این وجود،

297
00:13:11,940 --> 00:13:14,390
‫امنیتت بالاترین اولویته.

298
00:13:14,390 --> 00:13:19,130
‫توانایی‌ت رو نشون بده،
‫با این که زنده بمونی و اون شیطان رو پیش ما بیاری.

299
00:13:20,520 --> 00:13:23,080
‫منتظر نتیجه‌ت هستیم.

300
00:13:26,410 --> 00:13:29,880
‫اوضاع داره روزبه‌روز عجیب‌تر می‌شه.
‫

301
00:13:30,230 --> 00:13:31,600
‫من فقط یه خواسته داشتم...

302
00:13:31,600 --> 00:13:33,480
‫می‌خواستم با قهرمان «مراک» ملاقات کنم

303
00:13:33,480 --> 00:13:37,340
‫و بفهمم واقعاً اونم مثل من یه بازیکنه یا نه.

304
00:13:37,590 --> 00:13:41,010
‫اما حالا این کشور فقط یه قدم تا جنگ داخلی فاصله داره،

305
00:13:41,010 --> 00:13:43,040
‫و اگه همین‌طور دست رو دست بذارم، خودش رو نابود می‌کنه.

306
00:13:44,760 --> 00:13:48,760
‫نصفِ تقصیر این جنگ داخلی هم گردن خود منه.

307
00:13:51,670 --> 00:13:52,780
‫در هر صورت،

308
00:13:53,240 --> 00:13:55,520
‫باید یه کاری در موردش انجام بدیم.

309
00:13:56,230 --> 00:13:57,560
‫لعنتی!

310
00:13:58,610 --> 00:14:00,870
‫اوضاع واقعاً داره اعصاب‌خوردکن می‌شه!

311
00:14:00,870 --> 00:14:03,550
‫اگه اون گولم احمق اینجاست،

312
00:14:03,550 --> 00:14:05,560
‫پس خود «لوفاس ماپاهال» هم اینجاست!

313
00:14:05,560 --> 00:14:08,660
‫آخه چرا الان باید ظاهر بشه؟!

314
00:14:08,660 --> 00:14:12,400
‫وای، حسابی شکست بدی خوردی‌ها.

315
00:14:12,400 --> 00:14:14,040
‫تو دیگه چی می‌گی؟!

316
00:14:14,040 --> 00:14:17,200
‫چی باعث شده تو همین‌جوری بی‌خیال بیای وسط صحنه؟!

317
00:14:17,570 --> 00:14:19,210
‫وای، چه ترسناک!

318
00:14:19,210 --> 00:14:20,800
‫آرام باش، این‌قدر عصبانی نشو.

319
00:14:20,800 --> 00:14:21,830
‫خفه شو!

320
00:14:21,830 --> 00:14:23,730
‫چرا نیومدی کمکم کنی وقتی داشتم می‌جنگیدم؟!

321
00:14:26,120 --> 00:14:27,110
‫اَه، چقدر کم‌صبری!

322
00:14:27,110 --> 00:14:30,800
‫من کلِ وقت منتظرت بودم توی محل قرارمون،

323
00:14:30,800 --> 00:14:32,850
‫نه‌تنها یه خانم رو منتظر گذاشتی،

324
00:14:32,850 --> 00:14:35,890
‫بلکه قرارمون رو هم پیچوندی!

325
00:14:35,890 --> 00:14:38,050
‫رفتار یه جنتلمن این شکلی نیست، آقا!

326
00:14:39,690 --> 00:14:42,530
‫پس چرا همه رو کشوندی داخل شهر؟!

327
00:14:42,530 --> 00:14:47,370
‫با اون فاتح نمی‌تونستم مقابله کنم، مگه نه؟!

328
00:14:48,280 --> 00:14:50,810
‫نقشه این بود که اون احمق‌ها رو تحریک کنیم به جنگ داخلی،

329
00:14:50,810 --> 00:14:53,330
‫و بعد از نابود شدن کشورش، «مراک» رو له کنیم!

330
00:14:53,330 --> 00:14:55,340
‫همه‌چی برای موفق شدن مهیا بود!

331
00:14:55,340 --> 00:14:56,200
‫اما!

332
00:14:56,200 --> 00:14:59,170
‫حالا که اون گولم اون‌جاست،
‫حتی نمی‌تونم به شهر نزدیک بشم!

333
00:15:01,670 --> 00:15:05,930
‫قبول دارم، یه‌ذره وجدان درد دارم که نتونستم بیشتر کمکت کنم.

334
00:15:05,930 --> 00:15:10,150
‫به‌خاطر همین امشب اومدم تا کمکت کنم.

335
00:15:10,150 --> 00:15:11,440
‫کمکم کنی؟!

336
00:15:11,440 --> 00:15:12,350
‫بله.

337
00:15:12,350 --> 00:15:14,830
‫اون گولم داره سدِ راه نقشه‌ته، درسته؟

338
00:15:14,830 --> 00:15:18,730
‫یه مدت حواسش رو پرت می‌کنم تا دستت بازتر باشه.

339
00:15:19,980 --> 00:15:21,780
‫یه مدت؟ چقدر دقیقاً؟

340
00:15:21,780 --> 00:15:23,860
‫حدود بیست دقیقه می‌تونم نگهش دارم.

341
00:15:28,110 --> 00:15:29,070
‫لیبرا،

342
00:15:29,070 --> 00:15:30,700
‫هرچی لازم داری بردار.

343
00:15:30,700 --> 00:15:32,000
‫سپاسگزارم.

344
00:15:36,640 --> 00:15:37,600
‫ها؟!

345
00:15:37,600 --> 00:15:40,660
‫چی؟! اون طراحی چطوری اصلاً کار می‌کنه؟!

346
00:15:41,050 --> 00:15:44,760
‫دفعه‌ی بعدی که منو ببینه، آخرین دیدارش با من خواهد بود.

347
00:15:44,990 --> 00:15:47,910
‫یادت باشه که باید زنده دستگیرش کنی.

348
00:15:47,910 --> 00:15:49,640
‫راستی بانوی لوفاس،

349
00:15:49,640 --> 00:15:52,280
‫مدت زیادیه بانوی «دینا» رو ندیدم.

350
00:15:53,270 --> 00:15:56,390
‫تا شعاع صد کیلومتری نمی‌تونم حضورش رو حس کنم.
‫

351
00:15:56,390 --> 00:15:59,640
‫باید نتیجه بگیرم که اون الان جایی بیرون از کشوره.

352
00:15:59,640 --> 00:16:01,610
‫لازم نیست نگرانش باشی.

353
00:16:01,610 --> 00:16:03,880
‫اون می‌تونه از جادوی «تلپورت» استفاده کنه.

354
00:16:03,880 --> 00:16:07,340
‫احتمالاً الان توی پایگاه ماست،
‫در حال جمع‌کردن پول یا یه همچین کاری.

355
00:16:06,220 --> 00:16:07,790
‫جادوی تلپورت...

356
00:16:07,790 --> 00:16:10,610
‫داری از جادوی «اِگس‌گِیت» حرف می‌زنی؟

357
00:16:10,610 --> 00:16:12,990
‫هه؟ خب، مطمئن نیستیم واقعاً همونه یا نه.

358
00:16:12,990 --> 00:16:14,450
‫عجیبه واقعاً.

359
00:16:14,450 --> 00:16:18,500
‫مگه الان جادوی تلپورتی جز «اِگس‌گِیت» وجود داره؟

360
00:16:19,810 --> 00:16:20,600
‫ها؟

361
00:16:22,830 --> 00:16:23,960
‫چی شده؟

362
00:16:23,960 --> 00:16:25,730
‫چرا یه‌جورایی حس می‌کنم یه چیزی درست نیست؟

363
00:16:26,600 --> 00:16:29,180
‫نه... مهم نیست الان، بذار فعلاً تمرکز کنم.

364
00:16:29,180 --> 00:16:32,140
‫ولی لیبرا حق داره که تعجب کنه.

365
00:16:32,140 --> 00:16:36,440
‫چون «جادوی تلپورت» دویست سال پیش هنوز وجود نداشت!

366
00:16:36,440 --> 00:16:40,460
‫توی بازی «اِگس‌گِیت آنلاین»
‫هیچ ورد راحت و آماده‌ای مثل این وجود نداشت.

367
00:16:41,840 --> 00:16:46,250
‫اونجا «اِگس‌گِیت» فقط یه اسم و بخشی از تنظیمات دنیای بازی بود،
‫هیچ‌کس نمی‌تونست یادش بگیره.

368
00:16:46,250 --> 00:16:49,650
‫پس معنی‌ش اینه که یا جادوی دینا همون «اِگس‌گِیت»ه،

369
00:16:49,650 --> 00:16:53,320
‫یا یه نوع جادوی جدید توی این دویست سال اخیر ساخته شده.

370
00:16:53,320 --> 00:16:56,290
‫ولی اگه اون واقعاً تونسته از اون ورد استفاده کنه،
‫پس خودش واقعاً چیه؟

371
00:16:56,290 --> 00:16:57,490
‫با این حال، چرا؟

372
00:16:57,490 --> 00:16:59,990
‫چرا درست همین الان این چیزا یادم افتاده؟

373
00:16:59,990 --> 00:17:04,000
‫چرا تا همین لحظه بدون هیچ سوالی
‫فرض کرده بودم که همه‌چی طبیعیه؟

374
00:17:05,170 --> 00:17:06,500
‫بانوی لوفاس؟

375
00:17:07,280 --> 00:17:11,260
‫به‌نظر می‌رسه یه گفت‌وگوی طولانی با اون لازم دارم.

376
00:17:12,300 --> 00:17:14,100
‫من برگشتم!

377
00:17:15,650 --> 00:17:16,850
‫ها؟

378
00:17:16,850 --> 00:17:18,970
‫بقیه کجا رفتن؟

379
00:17:21,420 --> 00:17:22,030
‫ها؟

380
00:17:22,030 --> 00:17:22,940
‫هاااا؟!

381
00:17:22,940 --> 00:17:26,650
‫الان بازجویی از متهم شروع می‌شه.

382
00:17:26,650 --> 00:17:30,220
‫هر حرفی بزنی، مستقیماً توی حافظه‌ی من ذخیره می‌شه.

383
00:17:30,220 --> 00:17:32,860
‫لطفاً سعی نکن چیزی رو پنهون کنی!

384
00:17:32,860 --> 00:17:34,320
‫چـ... چی؟!

385
00:17:34,320 --> 00:17:36,320
‫دست‌کاری حافظه و جادوی تلپورت...

386
00:17:36,320 --> 00:17:39,780
‫برای کسی که قرار بود فقط یه NPC فرعی باشه،
‫این مقدار استعداد واقعاً مشکوکه!

387
00:17:39,780 --> 00:17:44,290
‫با دیدنش الان، واقعاً سخته باور کنیم
‫که یه زمانی فقط یه شخصیت پس‌زمینه بوده.

388
00:17:44,290 --> 00:17:46,540
‫در واقع، اون حضورش زیادی قوی شده!

389
00:17:48,560 --> 00:17:50,020
‫جواب بده، دینا.

390
00:17:50,410 --> 00:17:52,570
‫اون جادوی تلپورتی که استفاده می‌کنی...

391
00:17:52,570 --> 00:17:54,510
‫اون همون «اِگس‌گِیت»ه، درسته؟

392
00:17:54,510 --> 00:18:00,730
‫یه محدودیت وجود داره که بدون رضایتِ هدف
‫ورد «اِگس‌گِیت» نمی‌تونه اجرا بشه.

393
00:18:00,730 --> 00:18:01,840
‫بله، دقیقاً.

394
00:18:01,840 --> 00:18:02,730
‫درسته همین‌طور.

395
00:18:03,390 --> 00:18:05,600
‫اون همین‌جوری راحت اعتراف کرد؟!

396
00:18:05,600 --> 00:18:06,870
‫اِم، خب...

397
00:18:06,870 --> 00:18:09,670
‫اگه فکرش رو بکنیم، هیچ‌وقت هم واقعاً پنهونش نکرده بود.

398
00:18:09,670 --> 00:18:11,170
‫درسته که ورد نادریه،

399
00:18:11,170 --> 00:18:14,200
‫ولی در واقع همین ورد باعث شد من به این دنیا احضار بشم،

400
00:18:14,410 --> 00:18:17,030
‫و اون الف پیر هم می‌تونست ازش استفاده کنه.
‫

401
00:18:18,740 --> 00:18:19,850
‫بعدی.

402
00:18:19,850 --> 00:18:22,450
‫واقعاً کی هستی تو؟

403
00:18:22,450 --> 00:18:26,070
‫ما فقط یه‌سری خاطره‌ی مبهم از حضور تو توی اون سال‌ها داریم،

404
00:18:26,070 --> 00:18:28,370
‫ولی حداقلش معلومه که انسان نیستی.

405
00:18:28,370 --> 00:18:31,490
‫در عین حال هیچ ویژگی خاصی از الف‌ها،
‫بال‌دارها یا خون‌آشام‌ها هم نداری.

406
00:18:31,490 --> 00:18:32,800
‫درست می‌گم؟

407
00:18:32,800 --> 00:18:35,090
‫من فقط یه نیم‌الف معمولی‌ام.

408
00:18:35,090 --> 00:18:36,330
‫اوه، راستش...

409
00:18:36,330 --> 00:18:38,110
‫نیم‌الف‌ها واقعاً وجود داشتن، نه؟

410
00:18:38,110 --> 00:18:40,140
‫هرچند توی خود بازی نبودن.

411
00:18:40,140 --> 00:18:42,160
‫ولی اون همه قابلیت‌هات چی می‌گن؟!

412
00:18:42,160 --> 00:18:43,600
‫دویست سال!

413
00:18:43,600 --> 00:18:45,840
‫دویست سال تمرین کردم، دویدم، جنگیدم!

414
00:18:45,840 --> 00:18:48,060
‫تا دیگه یه شخصیت فرعی نباشم!

415
00:18:48,060 --> 00:18:50,070
‫تا دیگه یه شخصیت پس‌زمینه نباشم!

416
00:18:50,530 --> 00:18:53,980
‫دو بار گفتش که اهمیتش رو تأکید کنه... فهمیدم چی می‌گه.

417
00:18:55,020 --> 00:18:56,680
‫خب، حالا چی کار کنیم؟

418
00:18:56,680 --> 00:18:58,990
‫سؤال‌هام تموم شدن، چیزی به ذهنم نمی‌رسه.

419
00:18:58,990 --> 00:19:00,700
‫هوم...

420
00:19:02,300 --> 00:19:03,410
‫هیچی، نه؟!

421
00:19:03,410 --> 00:19:04,320
‫آهان!

422
00:19:04,320 --> 00:19:06,420
‫می‌تونم از «چشم بینا» استفاده کنم!

423
00:19:06,420 --> 00:19:11,840
‫واقعاً نمی‌فهمم چرا تا حالا
‫هرگز به فکرم نرسیده بود ازش روی اون استفاده کنم!

424
00:19:11,980 --> 00:19:17,820
‫دینا

425
00:19:11,980 --> 00:19:17,820
‫

426
00:19:12,150 --> 00:19:17,820
‫{\an1}سطح

427
00:19:12,150 --> 00:19:17,820
‫

428
00:19:12,150 --> 00:19:17,820
‫{\an1}نژاد

429
00:19:12,150 --> 00:19:17,820
‫

430
00:19:12,150 --> 00:19:17,820
‫{\an1}نیم‌الف

431
00:19:12,150 --> 00:19:17,820
‫

432
00:19:12,150 --> 00:19:17,820
‫{\an1}سطوح کلاس

433
00:19:12,150 --> 00:19:17,820
‫

434
00:19:12,190 --> 00:19:17,820
‫{\an1}شاگرد روحانی

435
00:19:12,190 --> 00:19:17,820
‫

436
00:19:12,190 --> 00:19:17,820
‫{\an1}کشیش

437
00:19:12,190 --> 00:19:17,820
‫

438
00:19:12,190 --> 00:19:17,820
‫{\an1}جادوگر

439
00:19:12,190 --> 00:19:17,820
‫

440
00:19:12,800 --> 00:19:13,470
‫اینا چیه؟

441
00:19:13,470 --> 00:19:15,290
‫وای، اون واقعاً قویه!

442
00:19:15,290 --> 00:19:18,410
‫حتی می‌تونه با «هفت نور سرّی» برابر بجنگه!

443
00:19:18,410 --> 00:19:20,560
‫الان دیگه راضی شدی؟

444
00:19:20,560 --> 00:19:24,680
‫احساس می‌کنم یه چیز مهم هنوز کم داره، ولی خب...

445
00:19:25,910 --> 00:19:28,520
‫فعلاً ازت رفع اتهام می‌شه.

446
00:19:29,030 --> 00:19:31,990
‫وای نه، دیگه اینطوری نترسونم لطفاً!

447
00:19:31,990 --> 00:19:32,980
‫ببخشید.

448
00:19:35,450 --> 00:19:36,830
‫آهان، یادم افتاد!

449
00:19:36,830 --> 00:19:38,910
‫الان یه چیز خوب به ذهنم رسید.

450
00:19:38,910 --> 00:19:43,160
‫با جادوی تلپورتم می‌تونم بانوی لیبرا رو
‫هر جا که بخوام، با خودم ببرم!
‫

451
00:19:43,160 --> 00:19:46,510
‫هوم؟ با من نمی‌تونی استفاده‌ش کنی، ولی با لیبرا می‌تونی؟

452
00:19:46,510 --> 00:19:47,120
‫آره!

453
00:19:47,120 --> 00:19:51,360
‫شرط‌های استفاده از ورد «اِگس‌گِیت»
‫شامل آیتم‌ها و چیزای غیرزنده نمی‌شن.

454
00:19:51,360 --> 00:19:53,200
‫از اون‌جایی که بانوی لیبرا یه گولمه،

455
00:19:53,200 --> 00:19:55,960
‫می‌تونم با «اِگس‌گِیت» اون رو جابه‌جا کنم.

456
00:19:55,960 --> 00:19:58,210
‫حتی می‌تونم همین‌جا امتحانش کنم، نظرت چیه؟

457
00:19:58,210 --> 00:19:59,140
‫هوم...

458
00:19:59,140 --> 00:20:01,210
‫لیبرا، نظرت چیه؟

459
00:20:01,210 --> 00:20:03,140
‫بررسی کردم، هیچ مشکلی پیش نمیاد.

460
00:20:03,400 --> 00:20:06,520
‫ژوپیتر هنوز به محدوده اطراف نزدیک نشده،

461
00:20:06,520 --> 00:20:10,100
‫پس احتمال اینکه بخواد از این موقعیت سوءاستفاده کنه،
‫زیر پنج درصده.

462
00:20:10,100 --> 00:20:12,120
‫پس نباید مشکلی باشه.

463
00:20:12,430 --> 00:20:13,290
‫بفرما، انجامش بده.

464
00:20:13,290 --> 00:20:14,030
‫باشه، عالیه!

465
00:20:14,030 --> 00:20:16,150
‫اوه، راستی، چه خوبه از این موقعیت استفاده کنیم

466
00:20:16,150 --> 00:20:19,810
‫و تجهیزات رو که اون روز برداشتیم،
‫با هم مرتب کنیم.

467
00:20:19,810 --> 00:20:21,410
‫دریافت شد.

468
00:20:21,410 --> 00:20:25,670
‫ارباب، تقریباً ده دقیقه‌ای می‌رم،
‫کافیه براتون، نه؟

469
00:20:25,670 --> 00:20:27,330
‫آره، مشکلی نیست.

470
00:20:29,560 --> 00:20:31,290
‫ما بریم پس!

471
00:20:34,750 --> 00:20:37,900
‫شاید دارم زیادی در مورد دینا فکر می‌کنم.

472
00:20:39,470 --> 00:20:42,900
‫وقتی اون دوتا برگشتن،
‫باید باهاشون صحبت کنم ببینیم چیکار کنیم.

473
00:20:43,350 --> 00:20:47,070
‫بعیده ژوپیتر از این موقعیت استفاده کنه برای حمله—

474
00:20:47,070 --> 00:20:48,020
‫هااا؟!

475
00:20:48,280 --> 00:20:49,480
‫هی!

476
00:20:50,120 --> 00:20:51,530
‫پنج درصد؟!

477
00:20:51,940 --> 00:20:53,260
‫جدی می‌گی؟!

478
00:20:55,000 --> 00:20:56,280
‫خبر فوری!

479
00:20:56,280 --> 00:20:58,990
‫یه نفر به منطقه‌ی سفید حمله کرده!

480
00:21:01,670 --> 00:21:02,630
‫کـ... کمک!

481
00:21:02,630 --> 00:21:03,910
‫یکی کمک کنه!

482
00:21:07,270 --> 00:21:08,330
‫وای، فاجعه‌ست!

483
00:21:09,080 --> 00:21:12,790
‫اون آشغالای منطقه‌ی سیاه به ما حمله کردن!

484
00:21:12,790 --> 00:21:14,750
‫می‌خوان قتل‌عام‌مون کنن!

485
00:21:14,750 --> 00:21:16,160
‫می‌دونستم! همینه دیگه!

486
00:21:16,160 --> 00:21:17,610
‫حرومیا!

487
00:21:20,000 --> 00:21:22,430
‫بجنب، رو تو حساب می‌کنم!

488
00:21:22,430 --> 00:21:23,870
‫هی، ببین!

489
00:21:23,870 --> 00:21:25,140
‫اون چیه؟!

490
00:21:26,160 --> 00:21:27,510
‫بکشیدشون.

491
00:21:27,510 --> 00:21:28,950
‫همه‌شونو بکشید.

492
00:21:28,950 --> 00:21:31,070
‫ازشون متنفرید؟ پس بکشیدشون!

493
00:21:31,070 --> 00:21:32,460
‫بکشیدشون!

494
00:21:32,460 --> 00:21:33,370
‫بکشیدشون!

495
00:21:33,370 --> 00:21:34,390
‫بکشید همه‌شونو.

496
00:21:34,390 --> 00:21:35,380
‫نزارید کسی زنده بمونه.

497
00:21:34,720 --> 00:21:36,320
‫بکشیدشون!

498
00:21:36,320 --> 00:21:37,840
‫نابودشون کنید.

499
00:21:37,500 --> 00:21:39,230
‫اگه ازشون متنفرید، بکشیدشون!

500
00:21:37,840 --> 00:21:39,230
‫اگه ازشون متنفرید، بکشیدشون!
‫

501
00:21:39,230 --> 00:21:39,920
‫بکشیدشون!

502
00:21:39,920 --> 00:21:40,530
‫بکشیدشون!

503
00:21:40,530 --> 00:21:41,480
‫همه‌شونو بکشید!

504
00:21:40,760 --> 00:21:43,130
‫چطور همچین چیزی ممکنه؟!

505
00:21:41,480 --> 00:21:42,390
‫بکشیدشون!

506
00:21:42,390 --> 00:21:43,130
‫بکشیدشون!

507
00:21:43,130 --> 00:21:44,240
‫بکشیدشون!

508
00:21:44,240 --> 00:21:47,560
‫منطقه‌ی سفید به ما حمله کرده!

509
00:21:47,560 --> 00:21:49,210
‫باید خودمون رو مسلح کنیم!

510
00:21:49,210 --> 00:21:50,390
‫آره، حق داری!

511
00:21:50,390 --> 00:21:51,520
‫بکشیدشون!

512
00:21:51,520 --> 00:21:53,550
‫ازشون متنفرید؟ پس بکشیدشون!

513
00:21:53,550 --> 00:21:54,600
‫نذارید زنده بمونن!

514
00:21:54,600 --> 00:21:56,650
‫اگه ازشون بیزارید، بکشیدشون!

515
00:21:56,650 --> 00:21:58,620
‫همه‌شونو نابود کنید!

516
00:21:58,880 --> 00:22:01,090
‫بکشیدشون!

517
00:22:01,090 --> 00:22:02,160
‫سلاح‌هاتونو آماده کنید!

518
00:22:02,160 --> 00:22:04,100
‫بکشیدشون!

519
00:22:03,000 --> 00:22:05,050
‫اگه ازشون متنفرید، پس بکشیدشون!

520
00:22:10,950 --> 00:22:13,540
‫{\an3}ترجمه:
‫زمان‌بندی:
‫ویرایش:
‫کنترل کیفیت:

521
00:22:10,950 --> 00:22:13,540
‫{\an3}ترجمه:
‫زمان‌بندی:
‫ویرایش:
‫کنترل کیفیت:

522
00:22:10,950 --> 00:22:13,540
‫جان پیکت
‫اندی الیس
‫گابریلا رامیرز
‫میگان اسمیت

523
00:22:10,950 --> 00:22:13,540
‫جان پیکت
‫اندی الیس
‫گابریلا رامیرز
‫میگان اسمیت

